تصور خیال تو
اینقدر با تصورت زندگی کرده ام که خیال بودنت باور هر روز من است عزیزم در رویاهایم تو را می بینم که آمده ای روزها و شب هایم غرق در مستی حضور توست جانکم صبرو تحمل هم حدی دارد این روزها بی قرار بی قرارم تنها چاره ی این دل غمگین من خیال آمدنت است با رویای حضور تو زندگی می کنم آه خدای من ، این روزها و شبهای انتظار پایانی ندارد؟؟ دلم بی تاب تر شده لحظه به لحظه ثانیه به ثانیه اما زمان ..... به همان کندی گذشته میگذرد بدون هیچ تغییری ..... بدون هیچ امیدی ..... بیم آن دارم که قلبم طاقت این همه انتظار را نداشته باشد مگر یک قلب چقدر تحمل دارد ؟...
نویسنده :
مامان آینده
12:32
آرامم!!
بی حس شده ام از درد ! از بغض ! فقط گاهی ، خط اشکی ..... می سوزاند صورتم را !!!!! به طور کاملا تلخی آرامم .....!!!!! ...
نویسنده :
مامان آینده
0:01
دلتنگی
دلتنگ که باشی ، تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد ، و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است ..... دلت برای همان یک نفر تنگ است تا نیاید ..... تا نباشد ..... تو هنوز دلتنگی ..... ...
نویسنده :
مامان آینده
23:52
قلب بی قرار من!
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ..... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی ..... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات ..... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری ..... گاهی فقط دلت می خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری ، و گوشه ای ، گوشه ترین گوشه ای ..... که می شناسی بنشینی و فقط نگاه کنی !! گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود ..... گاهی دلگیری ..... شاید از خودت !!!!! ...
نویسنده :
مامان آینده
0:28
تظاهر
این روزها ، لحظه هایم به تظاهر میگذرد تظاهر به بی تفاوتی ، تظاهر به بی خیالی ، تظاهر به شادی ..... ...
نویسنده :
مامان آینده
0:14
روزهای بی تو بودن
بی تو بودن را معنا میکنم با تنهایی و آسمان گرفته آسمان پر باران چشم هایم بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد ؟ وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ! ...
نویسنده :
مامان آینده
15:37
شما میدانید؟؟؟؟؟
تمام وجودم دنبال یک لبخند از سوی خداست شما میدانید سرزمین لبخند خداوند ، به کدامین سو ست ؟؟؟؟؟ ...
نویسنده :
مامان آینده
11:46
پروردگارا.....
خدایا شکرت
خدایا فقط میخواستم بگم حکمتت رو شکر میگم صلاح و مصلحتت رو شکر میگم . یکی داره داغون میشه روز و شب دعا میکنه ، اشک میریزه ، ناله میکنه ، ذره ذره آب میشه ، داغون میشه ، شب و روز چشم انتظاره ، که بهش یه بچه صحیح و سالم بدی اما امروز 2 نفر رو دیدم که هر دوتاشون یه دختر داشتن اما ..... رفته بودن دکتر یه عالمه آمپول داشتن که باید میزدن یکی شونم میخواست از روشهای آزمایشگاهی استفاده کنه واسه چی ..... چون پسر میخواستن !! همین!! با اینکه هیچ مشک...
نویسنده :
مامان آینده
1:52











